شير على خان لودى
173
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
بايد كرد و قياس بر غالب بايد نمود . ديگر آنكه از احوال درونى اعتبار كنند ، مثل حال مزاج در گرمى و سردى و ترى و خشكى ، و همچو احوال سنّ از كودكى و جوانى و پيرى ، آنگاه احوال غذا و هوا و امصار و اقاليم ، آنگاه احوالى كه از زنان و مردان اعتبار كنند ، و در آخر كار به تمثال ديگر حيوانات . و در حكم كردن بدين علم سه شرط مرعى بايد داشت : اوّل چون علاماتى كه ياد كرده شد مفيد يقين نيستند بلكه حاصل از آن غلبهء ظنّ است و شك نيست در آنكه هرچند بر يك چيز علامات و دلائل بيشتر ظن قوىتر بود ، پس بايد كه بر يك دليل و علامت كه ياد كرده شد قناعت نكند و در تفحّص دلائل ديگر سعى و كوشش نمايد . دوم آنكه چون اصل در باب فراست ، دريافتن صور و اشكال و اصوات است و تفاوت در ادراك اين امور واقع ، پس بايد كه تا نيك تأمّل ننمايد و غور صحيح به كار نبرد ، به مدلولات آن حكم نكند و به مجرّد علامات ظاهره اكتفا ننمايد ، چه نقل است كه در عهد حكيم افليمون كه واضع اين صناعت است ، پادشاهى به علم و عقل موصوف و به شيوهء ديندارى و پارسايى مشهور بود و معروف ، اين پادشاه بفرمود تا صورت او را بر كاغذ نقش كردند و پيش حكيم افليمون فرستاد ، حكيم چون صورت بديد و اعضا و اطراف آن را تأمّل نمود ، گفت : صاحب اين صورت به زنا كردن رغبتى عظيم دارد . چون مردم اين سخن بشنيدند ، به غايت مستبعد شمردند و در اين علم نامعتقد شدند و حكيم را بر جهل نسبت كردند ، و چون اين حكم بر پادشاه عرض كردند ، تعجّب نمود و بر علم حكيم اعتقادش بيفزود ، پس سوار شده نزد حكيم آمد و او را گرامى داشت و گفت : هر حكم كه بر صورت من كردى حقّ است و من بر همان صفتم ، و ليكن به علم و عقل و رياضت خود را از آن كار بازداشتم . سيم آنكه چون دلائل مذكوره بعضى معارض بعضى شود ، چنان كه در شخصى دليل شجاعت و نشان بددلى جمع باشد ، ترجيح بعضى بر بعضى توان كرد بر وجهى كه پيش از ذكر شرائط يادكرده آمد و با رعايت اين شرائط تجربه نيز بسيار داشته باشد و علم نجوم نيك داند ، تأثير كواكب و طبايع و منسوبات هريكى از آن تواند شناخت و بر آن عمل تواند نمود ، و اللّه أعلم بالسّرائر و الخفيّات و هو خبير بحكمة الأمور و المنتهيات .